محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1163
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
اضافه نمايند تا به حدى كه بر طبع كران نيايد زياد كنند تا تجاوز از يك رطل كرده به دو رطل رسد و اكر آن مقدار سنبل الطيب و عسل كرمى كند يكى از آن هر دو را ساقط كنند و از دويم نيز قدر كمى داخل نمايند و هرگاه طبع مجيب نباشد تا به قدر نيم وزن شير بول شتر مخلوط بايد كرد مادامىكه بول صاحب مرض بعد از شير و زياده از آن دفع نشود و زود منحدر كردد و اطلاق فرمايد و تا در آروغ طعم شير ظاهر نكردد ترك نبايد كرد و اكر تجبن ظاهر كردد جهة رفع تجبن آن دو دانك سكبينج تناول نمايد و اكر اقتصار غذا و آب بان شير كنند و غذاى ديكر و آب مطلقا نخورند بهتر است و اكر اطلاق زياده كنند و باعث ضعف شود يك روز بنوشند و دو روز ترك كنند و مقويات قابضه مثل مصفى و سنبل و قرص زرشك قابض و امثال آن اضافه نمايند و تعليف شتر بجهة تبريد بكاسنى و آرد جو و سنبل و كشوث و امثال اينها و به جهت رفع تجبن به قاقلى كه شوره نامند و كنكر و درمنه و كرفس و رازيانه و شبت و مانند اينها نمايند [ ماء الجبن به شير شتر ] ماء الجبن بشير شتر و بهترين اقسام ماء الجبن است از براى دفع رطوبات و سوء القنيه و استسقا بدن و آنكه كرمى كند صنعت آن بكيرند شير شتر يك رطل نيم در ديك سنكى يا كلى به جوش آورده يك و نيم اوقيه سكنجبين بزورى معتدل بحسب مزاج در آن بدست بپاشند بعد از آنكه از چوب انجير از پوست جدا كرده خراشيده برهم زده و از آتش فرود آورده بكذارند تا سرد شود پس در پارچهء كرباس دولائى انداخته آب آن را بكيرند و در يك رطل آب آن يك درم نمك درانى و پنج درم تربد سفيد كوبيده داخل كرده بجوشانند و كف آن را بكيرند و چون ديكر كف برنياورد صافى نموده ثلث رطلى از آن بياشامند پس هر روز اندكاندك بيفزايند تا اينكه به يك رطل رسد لبن المعز بفتح ميم و سكون عين مهمله و راى معجمه شيرين است و مائيت آن غالب و برودت و رطوبت زياده و ضرر آن به شكم كمتر از ساير شيرها و مدر فضلات و جالى و مرطب و در جراحات ريه و حلق و مثانه و تبهاى مزمنه و دق نافع و غرغرهء آن در ورم لهاة و خناق انفع است خصوص با مغز فلوس خيارشنبر محلول دران و سى مثقال آن تا چهل و پنج مثقال با يك مثقال تا دو مثقال كثيرا و نيم مثقال رب السّوس و صمغ بادام جهة نفث الدّم و سرفه و علل سينه مفيد است و همچنين آشاميدن كرماكرم آن با صمغ عربى و كثيرا كوبيده از هريك نيم درم تا يك درم جهة علل مذكوره و بدستور بالك خام سائيده مغسول و در ساير افعال مانند شير كاو و از آن لطيفتر و بدلش شير كاو است و بدستور عكس آن و آشاميدن آن بطريق ماء الجبن جهة امراض صفراويه محرقه و سوداويه نافع و اصلح انواع ماء الجبن است از براى محرورين و كيفيت صنعت آن عن قريب ان شاء اللّه تعالى ذكر خواهد يافت لبن النّساء بكسر نون و فتح سين مهمله و الف ممدوده شير زنان موافقترين شيرها است و از مولد دختر سردتر و مدر بول و مرطب دماغ و حنجره و مفتح سدهء خيشوم و دافع سل و دق و يبوست و سرفهء يبسى و سعوط آن جهت خشكى دماغ و بيخوابى و سرسام و اختلاط عقل و ضماد و قطور آن جهت درد چشم و خشونت پلك آن و ترطيب دماغ و درد كوش و ورم و قرحهء آن مفيد و قدر شربتش از دو اوقيه تا نيم رطل بدلش شير الاغ است و چون شير حامله را بر روى قمل بدوشند قمل بميرد و يا در زير آن بماند آن زن به دختر حامله است و به عكس آن به پسر و از مجربات كفتهاند و بهترين شير زنان و ساير البان آنست كه چون بر روى ناخن بريزند جمع شود و با چسبندكى بسيار نباشد و باعتدال قوام بود [ دستور خوردن لبن النساء ] دستور خوردن لبن النساء جهة سل و دق آنست كه دو سه روز پيش از شروع و در اثناى آشاميدن آن نيز زن شيرده را از اشياى مضرّه مثل حموضات و حلويات و بقولات و غيرها پرهيز فرمايند پس شروع نمايند به خوردن آن و اكر شير دختر باشد بهتر و اولى است و الا پسر و از پستان خوردن بهتر است از در ظرف دوشيده پس هر مقدار كه طبيب حاذق تجويز و تشخيص فرمايد اكر حاضر باشد و الا دو پياله چاهىخورى كه در هريك مقدار دوازده مثقال و يا زياده شير بكنجد اولا بايد كه شش مثقال صيرفى كه دو تولهء بنكاله است تخمينا يا نه مثقال كه سه توله است شير را وزن كرده در پياله ريخته اندازه نمايند كه تا چه حد آن رسيده پس آن زن شيرده را نزديك خود نشانيده در يك پياله همان مقدار شير دوشيده به زودى كرماكرم كه سرد نكردد بنوشند و پيالهء ديكر را بدهند تا در آن نيز بدوشد و همين قسم تا به حد مقرر معين برسد و اكر يك زن شيرده كفاف نشود دو سه زن يا زياده به قدر احتياج نكاه دارند و پرهيز و غيره در ايّام خوردن همه بدستور شير الاغ است لبا بفتح لام و باى موحّده و الف به فارسى قرشه و بتركى اغور نامند و آن شير غليظى است كه بعد از ولادت سه چهار روز دوشيده شود و يك اوقيهء آن ده رطل شير را غليظ كند در تحريك باه محرورين مؤثر و بغايت مسدد و مورث فواق و تولد حصاة و ديرهضم و مصلحش شيرينيها است فصل در بيان ماء الجبن و حقيقت و منافع و خواص و اوقات شرب و مقدار و انواع آن و بيان غذا و احتماء در آن و آنكه شير كدام حيوان بهتر است و در آن ضمن نه فائده مذكور مىشود فائدهء اولى در بيان حقيقت ماء الجبن بدانكه ماء الجبن آب شير متجبّن منجمد را كويند كه بعد از انجماد از آن كرفته باشند و جبن بضمّ جيم و باى مهمله و تشديد نون افصح است و به سكون باى موحّده و تخفيف نون نيز امده نيز بدانكه جوهر شير مركب از سه جزو است دهنيت جبنيت مائيت و هريك مزاجى خاص دارد امّا دهنيّت آن پس از مايل بحرارت كمى است جهة آنكه تولد آن از اجزاى لطيفهء ارضيه و اجزاى كثيرهء مائيه و اجزاى هوائيه است امّا جبنيت آن پس آن سرد و غليظ است بنا بر آن كه تكون آن از اجزاى غليظهء ارضيّه و اجزاى كثيفهء قليلهء المائيه است و امّا مائيت آن پس آن كرم است جهة اختلاط اجزاى ناريه در آن بدليل فعل آن كه تلطيف اخلاط غليظ و اسهال فضول محرقه و عفنه و تنقيهء احشا و تفتيح سدد و غسل و جلاى اعضا و تصفيهء قروح از اوساخ است شربا و حقنه و حرارت آن قريب باعتدال است و رطوبت در آن غالب و لهذا مقصود بالذات از شرب آن ترطيب بدن است و ساير منافع بالعرض و بسبب آنكه اجزاى ناريّهء آن مختلط بمائيت و دهنيت است و آن هر دو كاسر لذع و حرقت اناند عند الاستعمال و لذع و حرقت از آن بظهور نمىآيد و نيز اصلاح اخلاط محترقه مىكند و دليل بودن دهنيت در آن مشاهده دسومت است در ماء الجبن و هرچند در لبن دهنيّت زياده باشد در ماء الجبن آن دسومت زياده ظاهر ميكردد فائدهء دويّم در بيان منافع و خواصّ ماء الجبن بدانكه ماء الجبن نافع است از براى جميع امراض حادثه از صفراى محترقه و جميع امراض حادثه از سوداى محترقه و اسهال مواد محترقه و تنقيهء كرده و تفتيح سدهء مرارهء و ساير سدد و ترطيب اعضا و ماليخوليا و خفقان سوداوى و جنون و وسواس و امثال اينها از منافعى كه در صدر ذكر يافت و ديكر آنكه قوت آن با وجود حدت و نفوذ بسيار ندارد و به زودى بعضو مقصود ميرسد بنا بر رقت و لطافت قوام كه اين دو صفت قايم مقام حدت و قوت نفوذند بخلاف ادويهء ديكر كه اين دو صفت در هيچيك از انها نيست و ديكر آنكه در آن دسومت و حدت لطيفه است كه بسبب حدت قطع و قمع مواد مينمايد خصوص كه با سكنجبين باشد زيرا كه سكنجبين معين عمل آنست و ديكر آنكه با وجود قوة اسهال منضج اخلاط مواد است و بسبب لطافت فضلهء آن در بدن باقى نميماند و اذيت نميرساند بلكه اكر چيزى بماند غذاى بدن مىشود و هيچ دواى ديكر چنين نيست و ديكر آنكه در ماء الجبن مائيت و دهنيت است مائيت آن مسهل و ملطف است و دهنيت آن منضج و مملس پس اكر مقصود اسهال زياده باشد بايد كه دهنيت را زياده از آن بكيرند و اكر مقصود نضج و تمليس باشد كمتر چنانچه در فائده چهارم در بيان نوع اوايل از انواع ماء الجبن ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد و ديكر آنكه اخراج آن مواد غليظه و كثيفه را بتدريج است و با وجود آن ترطيب مىبخشد بدن را و نضج نميدهد مواد را و اصلا